السيد الطباطبائي
41
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
پنج : تمكّن بر عواملى كه از تحقق آن امور مانع مى شوند . و در پايان مى گويد : عقل به اين معنى مناط تكليف و ملاك ثواب و عقاب است . آيا در عرصه علم فقه ، عقل غير از اين معنائى دارد و فقها غير از اين اصطلاحى دارند ؟ ؟ اصطلاح دوم : عقل ملكه و حالتى است در نفس كه : يك : به وسيله آن انسان خير و نفع را بر مى گزيند و از شر و ضررها دورى مى جويد . دو : به وسيله آن ملكه ، نفس انسان بر كنترل انگيزه هاى شهوانى و غضبى و وسوسه هاى شيطانى ، توانمند مىشود . هم عارفانى كه صوفى ضد عقل نيستند ، عقل را چنين معنى مى كنند . مجلسى چون معتقد است ( و مكتب اهل بيت - ع - چنين است ) كه عقل صرفاً يك ملكه و حالت نيست بل يك مخلوق خدا است ، مى گويد : اگر مرادشان از اين اصطلاح تكميل اصطلاح اول است ، پس درست است . و اگر مرادشان اين است كه عقل فقط يك حالت است ، درست نيست . و در پايان مى گويد : « يتحملهما » . او به مخاطبش مى گويد : اگر اين اصطلاح را در جائى ديدى و يا شنيدى توجه داشته باش كه مراد گوينده كداميك از دو معنى است تا دچار غفلت نشوى . اصطلاح سوم : عقل قوّه اى است كه انسان ها آن را در نظام معاش شان به كار مى گيرند . آيا اين اصطلاحِ عموم مردم از عقل نيست ؟ كه مرحوم علامه طباطبائى مى فرمايد « و لا ما يراه عامّة النّاس » .